مقایسه دانش تازه و قدیم بر طبق ویژگی تجربی و محاسباتی بنابراین، اصولا ناکافی میباشد که بگوییم دانش نو را می بایست تحت عنوان دانش به واقعیات، از دانش قرن ها وسطا جداازهم کنیم. از طرف دیگر، تفاوت در بین دانا تازه و قدیم را اکثر وقت ها درین دانسته اند که دانش تازه تجربیات می نماید و آشنایی های خویش را با طرز تجربی به ثابت میرساند در حالی که گذشتگان، بیشتر اهل گفت و گو و جدل بودند و چندان اعتنایی به تست و تجربیات معلم خصوصی ریاضی در شیراز نداشتند.
البته بایستی دانست که تجارب و تست برای دستیابی داده ها درباره اخلاق و رفتار شی ءها از روش ترتیب معنا از اشیا و حادثه ها هم برای گذشتگان چه در قول باستان و چه در قرنها وسطا امری آشنا بود. این نوع تجارب چه در فوت و فن و چه در کاربرد ابزار، همواره مبنای تماس با شی ءها بوده میباشد. البته آنچه در اینجا اساسی میباشد، نقش تجربیات به معنای کبیر آن یعنی امتحان از روش مشاهده وجود ندارد، بلکه طرز ورود به تست و هدف و غرضی میباشد کهاین تست وفادار به آن میباشد و موضوع آن را تشکیل میدهد.
به لحاظ میرسد طریق تجارب کردن با نوع معنی سازی که از حقیقت داریم و نیز شیوه استخراج آن مفاهیم رابطه داراست، یعنی با روش تلقی ما درباره شی ءها. ضمن این دو ویژگی علم ها نو، یعنی دانش به واقعیات و استیناف تجربی، ویژگی سومین نیز دراین علم ها مراعات میگردد. ویژگی سوم این میباشد که علم ها تازه، پژوهشی میباشد محاسباتی و توام با اندازه گیری؛ که اما این هم صحبت صدق میباشد در عین اکنون، غلط هم وجود ندارد در حالتیکه بگوییم که عالمان قبل نیز برخی مبنی بر اندازه گیری و عدد فعالیت می کردند البته این سوال را هم می اقتدار طرح کرد که به حساب آوردن و اندازه گیری در علم ها نو چهطور و به چه معنی به فعالیت می رود و چه عنایت برای گزینش خویش اشیا داراست.
طرح سوال درباره وجه بنیادین دانش تازه
با اینکه این سه ویژگی دانش نو (یعنی وجه حقیقت گرایی، طرز تجربی و متکی بودن بر اندازه گیری آن) را میدانیم، هنوز به ویژگی بنیادین این دانش نرسیده ایم؛ چون وجه بنیادین می بایست دربرگیرنده چیزی باشد که جنبش مهم آن را مشخص و بر آن حکومت می نماید. این ویژگی عبارت میباشد از روش شغل کرذن با شی ها و فرافکنی مابعدالطبیعی درباره شیئیت شی ءها. ولی سوال این میباشد کهاین وجه بنیادین را به چه شکل بایستی تصور کرد؟
به لحاظ هیدگر، وجه بنیادین دانش نو را بایستی در معنا «ریاضی ها» کاوش کرد. این گزاره بارها از کانت نقل گردیدهاست که: «با این درحال حاضر، اینجانب معتقدم که در هر عقیده خاص طبیعت تا آنجا دانش اصیل می اقتدار یافت که بتوان ریاضی ها پیدا کرد.» (کانت، عیب گیری عقل محض: 273)
ولی این گزاره بهتدریج فهمیده شدهاست. سوال بدون شوخی این میباشد که «ریاضی ها» و «ریاضی وار» (mathematical را می شود به «ریاضی وار» ترجمه کرد. البته ازآنجاکه mathematical در متن حاضر باری بیش تر از توشه معنای «ریاضی وار» دارااست و وسعتی نزدیک به حوزه درنگ میگیرد و در فیض مساوی فارسی آن نمی قدرت کلیه توشه معنایی آن را جابجایی دهد، نگارنده ترجیح میدهد از اصل واژه با حروف و هجای فارسی استعمال و از آن به «ماته ماتیکال» تفسیر نماید.) در اینجا به چه مفهوم میباشد؟ ظاهرا اینگونه میباشد که جواب این سؤال را صرفا از خویش ریاضی ها می شود به دست آورد.
البته هیدگر این را نمی پذیرد و خاطرنشان می نماید که «ریاضی ها»، خویش، شکل خاصی از «ریاضی وار» میباشد؛ به عبارت دیگر «ریاضی وار» مفهومی عام خیس و کلی خیس از «ریاضی ها» میباشد.
مقایسه دانش تازه و قدیم بر طبق ویژگی تجربی و محاسباتی بنابراین، اصولا ناکافی میباشد که بگوییم دانش نو را می بایست تحت عنوان دانش به واقعیات، از دانش قرن ها وسطا جداازهم کنیم. از طرف دیگر، تفاوت در بین دانا تازه و قدیم را اکثر وقت ها درین دانسته اند که دانش تازه تجربیات می نماید و آشنایی های خویش را با طرز تجربی به ثابت میرساند در حالی که گذشتگان، بیشتر اهل گفت و گو و جدل بودند و چندان اعتنایی به تست و تجربیات معلم خصوصی ریاضی در شیراز نداشتند.
البته بایستی دانست که تجارب و تست برای دستیابی داده ها درباره اخلاق و رفتار شی ءها از روش ترتیب معنا از اشیا و حادثه ها هم برای گذشتگان چه در قول باستان و چه در قرنها وسطا امری آشنا بود. این نوع تجارب چه در فوت و فن و چه در کاربرد ابزار، همواره مبنای تماس با شی ءها بوده میباشد. البته آنچه در اینجا اساسی میباشد، نقش تجربیات به معنای کبیر آن یعنی امتحان از روش مشاهده وجود ندارد، بلکه طرز ورود به تست و هدف و غرضی میباشد کهاین تست وفادار به آن میباشد و موضوع آن را تشکیل میدهد.
به لحاظ میرسد طریق تجارب کردن با نوع معنی سازی که از حقیقت داریم و نیز شیوه استخراج آن مفاهیم رابطه داراست، یعنی با روش تلقی ما درباره شی ءها. ضمن این دو ویژگی علم ها نو، یعنی دانش به واقعیات و استیناف تجربی، ویژگی سومین نیز دراین علم ها مراعات میگردد. ویژگی سوم این میباشد که علم ها تازه، پژوهشی میباشد محاسباتی و توام با اندازه گیری؛ که اما این هم صحبت صدق میباشد در عین اکنون، غلط هم وجود ندارد در حالتیکه بگوییم که عالمان قبل نیز برخی مبنی بر اندازه گیری و عدد فعالیت می کردند البته این سوال را هم می اقتدار طرح کرد که به حساب آوردن و اندازه گیری در علم ها نو چهطور و به چه معنی به فعالیت می رود و چه عنایت برای گزینش خویش اشیا داراست.
طرح سوال درباره وجه بنیادین دانش تازه
با اینکه این سه ویژگی دانش نو (یعنی وجه حقیقت گرایی، طرز تجربی و متکی بودن بر اندازه گیری آن) را میدانیم، هنوز به ویژگی بنیادین این دانش نرسیده ایم؛ چون وجه بنیادین می بایست دربرگیرنده چیزی باشد که جنبش مهم آن را مشخص و بر آن حکومت می نماید. این ویژگی عبارت میباشد از روش شغل کرذن با شی ها و فرافکنی مابعدالطبیعی درباره شیئیت شی ءها. ولی سوال این میباشد کهاین وجه بنیادین را به چه شکل بایستی تصور کرد؟
به لحاظ هیدگر، وجه بنیادین دانش نو را بایستی در معنا «ریاضی ها» کاوش کرد. این گزاره بارها از کانت نقل گردیدهاست که: «با این درحال حاضر، اینجانب معتقدم که در هر عقیده خاص طبیعت تا آنجا دانش اصیل می اقتدار یافت که بتوان ریاضی ها پیدا کرد.» (کانت، عیب گیری عقل محض: 273)
ولی این گزاره بهتدریج فهمیده شدهاست. سوال بدون شوخی این میباشد که «ریاضی ها» و «ریاضی وار» (mathematical را می شود به «ریاضی وار» ترجمه کرد. البته ازآنجاکه mathematical در متن حاضر باری بیش تر از توشه معنای «ریاضی وار» دارااست و وسعتی نزدیک به حوزه درنگ میگیرد و در فیض مساوی فارسی آن نمی قدرت کلیه توشه معنایی آن را جابجایی دهد، نگارنده ترجیح میدهد از اصل واژه با حروف و هجای فارسی استعمال و از آن به «ماته ماتیکال» تفسیر نماید.) در اینجا به چه مفهوم میباشد؟ ظاهرا اینگونه میباشد که جواب این سؤال را صرفا از خویش ریاضی ها می شود به دست آورد.
البته هیدگر این را نمی پذیرد و خاطرنشان می نماید که «ریاضی ها»، خویش، شکل خاصی از «ریاضی وار» میباشد؛ به عبارت دیگر «ریاضی وار» مفهومی عام خیس و کلی خیس از «ریاضی ها» میباشد.

آموزشی خاصش